.........
بارالها!
بی پناه ترین بی پناهم و به امید رحیم بودنت نشسته ام و
این خودِ بی خود را به تو سپرده ام،تمام و کمال و همه چیز این زندگی نا کامم را
میدانم که تو را با تو بودن و امان را در تو جستن تضمینِ زندگی است
یا رب!
تو را عاشقانه ستایش می کنم
و نمیدانم این نم نمِ بارانِ اشکهایم از شوق وصال توست یا از سوز فراقت ؟!
نمیدانم فقط تو را حس میکنم
نسیم بهاریت قلب پژمرده ام را طراوتی نو میدهد و مرا به سوی ملکوتت
می کشاند چه زیباست و چه شادی آفرین .
خدایا
در این روزگاری که بسان شبی تار ، سیاه و هراس انگیز است ، تو امید تمام ناامیدان باش
تو مژده روزهای بهتر را برایشان ده
تو تکیه گاهشان در سختیهای روزگار باش و …
هدایتمان کن
خدایا
تورا قسم به آن قطره اشکی که از چشمان عاشقان بی ادعایت می ریزد،
تو را قسم به آن پیشانی که در نیمه های شب سجده گاهت را می بوسد،
در همین لحظه بانی ما و دوستانمان شو و ما را بسوی خود بخوان و یاورمان باش
خدایا
دل مرده ای بیش نیستم ،
ناچیزترین بنده توام
تو تمام هستی منی،
تو تنها محرم اسرار منی
تو همه آمال و آرزوهای جوانیم هستی
خدایا!
بدون تو وجودی ندارم، قادر نیستم، حرکتی ندارم…
خدایا فقط عشق مقدس تو را می خواهم،
خدایا به دیدارت اشتیاق دارم، به توجه بی اندازه ات محتاجم و عاجزانه از تو ، تو را و حضور تو را میخواهم همواره و همیشه و بی وقفه
خدایا
خواهش می کنم
تنهایمان مگذار و از خطایمان بگذر.